تعطیلات آخر هفته

روزنوشت ۱۹ و ۲۰ آذر:

دوباره آخر هفته شد و درس‌خواندن ما هم شروع شد. این دو روز پر بود از درس‌خواندن و کل‌کل‌های دونفره‌ی ما ;) کلّاَ سبک جالبی است درس‌خواندن دو نفره. البتّه معایبی هم دارد که در مقابل این‌که باعث صرفه‌جویی در وقتمان و پای‌بندی‌مان به درس خواندن و به‌تر فهمیدن درس می‌شود، قابل چشم‌پوشی است.

در این دو روز با فهمیدن اشکالات جدیدی از ماشین‌مان، قسمتی از تعریفی را که از سایپا کردم پس می‌گیرم. البتّه اگر از حق نگذریم برخورد و سیستمی که در قسمت گارانتی سایپا وجود دارد بالاتر از استاندارد تعریف‎‌شده در کشور است (البته اگر چنین استانداردی اصلاً تعریف شده باشد :D ) امّا حتماً باید جایی از کار ایراد داشته‌باشد که وقتی تعمیرکار محترم سیستم CNG پراید را تعمیر می‌کند، باید حتماً رگلاژ درب سمت شاگرد (توصیه می‌کنم مردهای متأهّل از این عبارت –دست‌کم در حضور همسرشان- استفاده نکنند چون همسر محترم خود را با “شاگرد شوفر” اشتباه خواهند گرفت و موجبات کاشتن یک بادمجان مفتی را در مزرعه‌ی صورت‌تان فراهم خواهند نمود) به هم بخورد یا صندلی استاد ( در چنین مواقعی به جای “صندلی شاگرد” از این عبارت استفاده خواهیم کرد خصوصاً اگر به بادمجان حسّاسیت داشته‌باشیم) هرز شود. به هر حال حتماً حکمتی در این ارتباط‌های سیستماتیک در خودرو پراید وجود دارد که در فهم امثال من نمی‌گنجد و حتماً باید از تبار کارشناسان ارشد و یا بستگان ایشان باشم تا این مسائل را در سایپا درک کنم.

مسئله‌ی بعدی مسئله‌ی دیرکردهای یکی از شرکت‌های محترم در پرداخت حقوق است که تصمیم گرفتم تا روشن‌شدن موضوع عجالتاً آن یکی شرکت را بروم :D البته درک می‌کنم  که شرکت محترم هم مشکل دارد و اصولاً بسیاری از شرکت‌ها که طرف قراردادشان دولت است همین مشکل را دارند و دولت –بنا بر مصالحی لابد- اصولاً دوست ندارد در چنین مواردی به قرارداد خود پای‌بند بماند چون اصولاً [….]

جمعه شب هم که برای تولّد آمنه دعوت بودیم (البته هنوز متولّد نشده و تولدش تولد “راستکی” نبود – “پلاستیکی” بود :D – و اصولاً تا کادوی تولّدی که من باید حاضر می‌کردم، حاضر نشود، تولّدش “راستکی” نخواهد شد.)

  1. آسمان در ۲۱ آذر ۱۳۸۸ در ۷:۰۶ ق.ظ گفته است :

    خب خدایی حرص درآره دیگه هی می گی شاگرد :D
    علی آقا فکر کنم دچار رفاه زدگی شدی و دلت چندتا بادمجان می خواهد. که این طور ما رو جلوی خاص و عام ضایع می کنی.
    در مورد درس خوندن هم من از جمیع ۸۲ های دعوت می کنم فقط یک روز، یک روز سعی کنند با تو درس بخوانند ببینم کی می تونه ;)

  2. آسمان در ۲۱ آذر ۱۳۸۸ در ۸:۰۱ ق.ظ گفته است :

    راستی فکر کنم سوزنت روی کارشناس ارشد گیر کرده ;)

  3. آمنه در ۲۲ آذر ۱۳۸۸ در ۳:۰۹ ق.ظ گفته است :

    کادوی منو حاضر کردی یانه؟ زود باش، من می خوام تولدم خیلی زود راستکی بشه.

  4. علی در ۲۲ آذر ۱۳۸۸ در ۳:۱۷ ق.ظ گفته است :

    بله خانم متولّد پلاستیکی. امشب قراره برات تولد راستکی گرفته بشه ;)

  5. وحید در ۲۶ آذر ۱۳۸۸ در ۶:۲۱ ق.ظ گفته است :

    کار خوبی کردی که تا روشن شدن موضوع نمیری اون یکی شرکت محترم. ولی آدم تلفن می زنه بد نیست جواب بدیا دکتر. فکر می کردم دوستی اولویت داره به همکار بودنمون ;-)
     زنگ زده بودم من هم ازت معذرت بخوام به عنوان کسی که دعوتت کرده به اون شرکت محترم و بگم که کار خوبی کردی به نظر من هم!

 

 

 

[ RSS نظرات این نوشته ] - [ ارسال بازتاب ]