وقتی اوّل هفته، اوّل صبح شنبه ۴۰ دقیقه در صف CNG باشی و با این وجود بسیار خرسند نیز باشی که وقتت کم گرفته شده و یاد جماعت تاکسیداری بیفتی که وقت و بیوقت مجبورند یک ساعت و دو ساعت در صفهای مشابه بمانند و گاهی -اگر بخواهند کاسب باشند- مجبورند روزی دو نوبت در چنین صفهایی بمانند هوس میکنی که از خودت بپرسی در این چند ساله که بنزین سهمیهبندی شده، سر جمع چند جایگاه جدید CNG اضافه شدند و ما بهالتّفاوت پول بنزین کجا رفته؟

که یادت میآید حتّی چنین سؤالی هم خدای نکرده مصداق تبلیغ علیه نظام است و پسفردا باید پاسخگوی این سؤال باشی. در نتیجه این موضوع را بیخیال میشوی و میروی سراغ بقیهی روزنوشتت.
شب، کمی از کار تابلوی آمنه را جلو بردم و کمی هم اعصابم را با اخبار بیست و سی (در حدّ چند صحنه) خرد کردم و همین.
جایگاه سوخت بخوره توی سرشون، هی میگن ما میخوایم قیمت بنزین رو به قیمت پایه ی خلیج فارس برسونیم! یکی نیست بهشون بگه آخه …ها، پس قیمت ماشین رو هم به قیمت پایه ی خلیج فارس برسونین، مردم به جای اینکه حداقل ۶-۷ میلیون پول اضافه بدن واسه ی ماشین و برن گازسوزش کنن، میرن همون بنزین لامصب رو میریزن توش! تا آخر عمر اون ماشین هم ۶-۷ میلیون نمیشه پول بنزینشون
علی، خسته نشدی از این که حدود سه هفته است تو صف سی ان جی موندی؟
بابا یه چی بنویس خب دیگه…..
علی با عرض معذرت ریدی حداقل ما بهروز نمیکنیم صدتا وبلاگم نداریم! دوباره خواستی بنویسی برو یه وبلاگ دیگه راه بنداز بعد برو توش ننویس
salam dooste aziz
dar bazi az neveshteh hayetan asari az Basim Alrassam ro ghablan dar inja dideh boodam ke moteasefane dar haleh hazer nemitoonam peidashoon konam. mishe lotfan dar in mored man ro rahnamaey befar maeid.
merci