علی با ریش و سبیل آبی

حوصله‌ی نوشتن روزنوشت این سه روزی را که گذشت، ندارم و تنها سه عکس با توضیحاتش می‌گذارم:

hadi
این همان نقاشی هادی است که گفتم. یک قایق است که ظاهراً این بادبانش باید باشد و آن‌چه که آن پایین می‌بینید آب است. پایین سمت راست، من را اوّل از همه با مداد قهوه‌ای کشیده و بعد از تمام شدن نقاشی‌اش یادش افتاده که برایم ریش و سبیل نگذاشته و آن را با مداد آبی‌ای که بقیه‌ی نقاشی‌ را کشیده، اصلاح کرده‌است. سایرین هم به ترتیب از پایین به بالا سمانه، سحر، مادرش و کوچکتر از همه خودش است و البته گربه را هرچه اصرار کردیم با نگاهی عاقل اندر سفیه به ما، که “گربه خیس میشه” نکشید. :D

hadi2
این هم ماشین است که هادی کشیده

anten

این هم تکنولوژی به‌کار رفته در منزل ماست برای قرار دادن سیم آنتن در موقعیتی خاص برای دیدن طنز مسافران از شبکه سه. کار، شدیداً مهندسی است و هرچه که باشد از کارهای کارشناسان ارشد که به‌تر و “اصولی”تر است ;)

  1. آمنه در ۳ آذر ۱۳۸۸ در ۲:۳۸ ق.ظ گفته است :

    چند وقته بدجوری گیر دادی به این کارشناسی ارشد ها! اصولگرا هم که شدی، این دو تا با هم می خونند؟ اگه می خونند، چی چی می خونند حالا؟

  2. علی در ۳ آذر ۱۳۸۸ در ۲:۴۷ ق.ظ گفته است :

    می‌خونند. خوب هم می‌خونند. آن هم ابوعطا

  3. مصطفی در ۳ آذر ۱۳۸۸ در ۳:۳۶ ق.ظ گفته است :

    این کار مهندسی هم در نوع خودش بی نظیره باید جایزه ig-nobel بگیره! :D
    ولی انصافا ماشینش رو هادی خوب کشیده :)

  4. آسمان در ۳ آذر ۱۳۸۸ در ۳:۵۵ ق.ظ گفته است :

    آقا جان پشت هر مرد موفقی یه زن موفق هست. چرا به راهنمایی ها و ارشادات بنده اشاره ای نکردین. اولش گفتی نمیشه. رفتم از تو آشپزخونه واست نخ گیر آوردم و گریپ فورت هم روی میز بود. شد این :D
    من امیدوارم هادی با این سرعت پیشرفتش یه پیکاسو بشه ;) و نام تو رو به عنوان استاد اصلی و مشوقش بر سر زبان ها بندازه.

  5. علی در ۳ آذر ۱۳۸۸ در ۳:۵۹ ق.ظ گفته است :

    بله از اتاق فرمان اشاره می‌کنن که این ایده‌ی کارشناسی شده‌ی ارشد، در اصل مال سمانه بود و من دروغ گفتم. اسنادش هم هست.

  6. حمید در ۳ آذر ۱۳۸۸ در ۸:۳۶ ق.ظ گفته است :

    خیییییییلی خوب بود. امیدوارم یه بچه ی شیرین مثل هادی در آینده داشته باشین

 

 

 

[ RSS نظرات این نوشته ] - [ ارسال بازتاب ]