یک روز معمولی

روزنوشت ۹ آذر ۸۸:

امروز، یک روز کاری معمولی بود. ماشین را گیشا پارک کردم و با اتوبوس رفتم ونک سر کار. عصر هم همین راه را برگشتم و آمدم خانه و کمی درس خواندیم و بعد هم چترمان را باز کردیم روی خانه‌ی بابا :D سریال آشپزباشی را هم همانجا دیدیم. به نظر سریال خوبی می‌آید. بعد هم برگشتیم خانه و خوابیدیم :)

  1. حمید در ۱۰ آذر ۱۳۸۸ در ۵:۱۹ ق.ظ گفته است :

    منم میخواستم همینجوری روزانه نویسی کنم، اما حسش نبود و گفتم شاید در نهایت خیلی روزمره نویسی بشه! اما کلا ثبت خوبیه واسه روزها

 

 

 

[ RSS نظرات این نوشته ] - [ ارسال بازتاب ]